
Show Notes
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۸ فعلات و فاعلاتن فعلات و فاعلاتن
که برد به نزد شاهان ز من گدا پيامی که به کوی بزم دردنوشان دو هزار جم به جامی؟
شدهام خراب و بدنام و هنوز اميدوارم که به همت عزيزان برسم به نيکنامی
تو که کيميافروشی نظری به قلب ما کن که بضاعتی نداريم و فکندهايم دامی
عجب از وفای جانان که تفقدی نفرمود نه به نامهای پيامی نه به خامهای سلامی
اگر اين شراب خام است اگر آن حريف پخته به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی
ز رهم ميفکن ای شيخ به دانههای تسبيح که چو مرغ زيرک افتد نفتد به هيچ دامی
سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی
به کجا برم شکايت به که گويم اين حکايت که لبت حيات ما بود و نداشتی دوامی
بگشای تير مژگان و بريز خون حافظ که چنان کشندهای را نکند کس انتقامی
More from رواق / Ravaq
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۵ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۴ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۳ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن