
Show Notes
جریان سریع و بدیع زندگی، سرکشتر از آن است که بتواند وابسته به پیشبینی و عاقبتاندیشی باشد. همین است که نه به دوام شیرینی موفقیت میتوان دل خوش کرد و نه از بقای تلخی شکست رنجید که تضمینی بر سکون و قرار نیست. پس چندان دور از ذهن نیست که دخترکی خجالتی و گوشهگیر، به دانشآموزی فعال و اجتماعی تبدیل بشود و مدیری موثر و کاردان، با بیکفایتی و خودبینی، مرگ تدریجی یک شرکت بزرگ را رقم بزند. «مِریسا مییر» بیشک یکی از جنجالیترین مدیران صنعت تکنولوژی بوده است که فراز و فرودهای زیادی را در کارنامهاش دارد؛ کارمند شماره بیست گوگل که بر صندلی مدیریت یاهو نشست و تنها خاطرهای گنگ از آن به جا گذاشت.
نوشته و اجرای: ندا لهردی
تنظیم و ویرایش : یاسمن سرهنگی
کاری از : آی تی ایران
More from پروفایل
هر وحشت، هر اتفاق تلخ، هر شکست و هر فقدانی، فقط اولین بار است که روح را خراش میدهد و بعد از آن بازنده بودن و گم شدن در زندگی، دیگر چندان ترسناک نیست. دخترکی که در هشت سالگی مادرش را از دست میدهد و چند سال بعد ناچار میشود از دهمین رودخانه بزرگ جهان عبور کند تا به مادربزرگش برسد، طبیعتا به سادگی مقهور مسیر پر پیچوخم روزگار نمیشود. «کَرُل بارتز» اما با تمام این سختیها جنگید و توانست سالها به عنوان یکی از مدیران تاثیرگذار سیلیکونولی فعالیت کند و در فهرست قدرتمندترین زنان جهان، جایگاهی برای خودش بدست بیاورد. هر چند او نتوانست صندلی مدیریت شرکت یاهو را حفظ کند، اما اقداماتش در صنعت تکنولوژی ماندگار شدهاند.
هر وحشت، هر اتفاق تلخ، هر شکست و هر فقدانی، فقط اولین بار است که روح را خراش میدهد و بعد از آن بازنده بودن و گم شدن در زندگی، دیگر چندان ترسناک نیست. دخترکی که در هشت سالگی مادرش را از دست میدهد و چند سال بعد ناچار میشود از دهمین رودخانه بزرگ جهان عبور کند تا به مادربزرگش برسد، طبیعتا به سادگی مقهور مسیر پر پیچوخم روزگار نمیشود. «کَرُل بارتز» اما با تمام این سختیها جنگید و توانست سالها به عنوان یکی از مدیران تاثیرگذار سیلیکونولی فعالیت کند و در فهرست قدرتمندترین زنان جهان، جایگاهی برای خودش بدست بیاورد. هر چند او نتوانست صندلی مدیریت شرکت یاهو را حفظ کند، اما اقداماتش در صنعت تکنولوژی ماندگار شدهاند.
احتمالا برای یک پسر ده سالهی مهاجر که از زبان انگلیسی فقط کلمه «کفش» را میداند، آینده چندان روشن به نظر نمیرسد. اما چه باک که اکسیر پشتکار و اراده، بهترین چاره است؛ خاصه اگر بستری مناسب برای رشد هم مهیا باشد. «جری یانگ» با همین نسخه به موفقیت رسید و حالا به عنوان مروج و مشاوری تاثیرگذار در حوزه کسبوکارهای اینترنتی شناخته میشود. او همبنیانگذار شرکت یاهو است که یکی از نمادهای عصر شکوفایی صنعت اینترنت به حساب میآید؛ شرکتی که سالها رقیبی جدی برای شرکتهایی مانند گوگل بود و در نهایت به شرکت ورایزون فروخته شد. او حالا شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر خودش را دارد و به رشد و توسعه اکوسیستم استارتآپهای تکنولوژی کمک میکند.
برای کسی که عاشق خلق کردن و پدید آوردن است، هیچ چیز به اندازه ابداع و طراحی ساختههای تازه، نمیتواند جذاب باشد. شاید کمتر کسی به این فکر کند که خلاقیت از طریق توسعهی وب، ارزانتر از خرید ملزومات هنری و راحتتر از خلق یک اثر هنری است. اما «پریسا تبریز» این موضوع را در دوره دانشگاه کشف کرد و وقتی وارد این راه شد، دیگر هرگز به عقب نگاه نکرد. او سالهاست که در گوگل مسئولیتهای حساس و مهمی در زمینه تامین امنیت محصولات این شرکت به عهده دارد؛ تا جایی که لقب «شاهزاده امنیت» را به خودش داده است. تبریز این روزها به عنوان مدیر اجرایی بخش مرورگر کروم که روزانه بیش از یک میلیارد نفر در سراسر دنیا از آن استفاده میکنند، مشغلههای جدی و اساسی دارد. او حالا الگویی برجسته و قابل تامل برای زنان فعال در صنعت تکنولوژی و به خصوص در زمینه امنیت اطلاعات، به حساب میآید.
عمق دشواریها و پیچیدگیهای روزگار گاهی به ارتفاع سکوی پرشی است که در پَس آنها شکل میگیرد و ما بیخبر از آن در ناامیدی و تلخی غوطهور میشویم؛ غافل از آنکه شاید دنیا خوابی شیرین برایمان دیده باشد. زندگی قراری به راحتی و سکون مداوم ندارد و همیشه با خودش شگفتی میآورد. اصلا «باید در سختی قرار بگیریم تا بتوانیم از دل آن رشد کنیم و بالغ شویم». این جهانبینی یکی از موفقترین ایرانیان مهاجری است که این روزها شهرت و اعتبارش فراتر از مرزها و نامها است؛ «امید کردستانی» که حالا برای بسیاری از ما نامی شناخته شده است، برای رسیدن به جایگاهی که امروز دارد، سختیها و چالشهای مختلفی را پشت سر گذاشته. او که تجربه کار در بعضی از بزرگترین شرکتهای تکنولوژی جهان مانند اچپی و گوگل را در کارنامه دارد، حالا در هیئت مدیره شرکت توییتر حضور دارد و به فعالیتهای انساندوستانه مشغول است.