
Show Notes
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
احمدُ اللهَ علي مَعدِلَةِ السُّلطاني احمدِ شيخ اويسِ حسنِ ايلخانی
خانِ بِن خان و شهنشاهِ شهنشاهنژاد آن که میزيبد اگر جان جهانش خوانی
ديده ناديده به اقبال تو ايمان آورد مرحبا ای به چنين لطف خدا ارزانی
ماه اگر بی تو برآيد به دو نيمش بزنند دولت احمدی و معجزهی سبحانی
جلوهی بخت تو دل میبرد از شاه و گدا چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی
برشکن کاکل ترکانه که در طالع توست بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی
گر چه دوريم به ياد تو قدح میگيريم بعد منزل نبود در سفر روحانی
از گل پارسيم غنچهی عيشی نشکفت حبذا دجلهی بغداد و می ريحانی
سر عاشق که نه خاک در معشوق بود کی خلاصش بود از محنت سرگردانی؟
ای نسيم سحری خاک در يار بيار که کند حافظ از او ديدهی دل نورانی
More from رواق / Ravaq
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۵ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۴ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۳ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن