
Show Notes
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۳ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
سحرگه رهروی در سرزمينی همی گفت اين معما با قرينی
که ای صوفی شراب آن گه شود صاف که در شيشه بماند اربعينی
خدا زان خرقه بيزار است صد بار که صد بت باشدش در آستينی
گر انگشت سليمانی نباشد چه خاصيت دهد نقش نگينی
مروت گر چه نامی بینشان است نيازی عرضه کن بر نازنينی
ثوابت باشد ای دارای خرمن اگر رحمی کنی بر خوشهچينی
نمیبينم نشاط عيش در کس نه درمان دلی نه درد دينی
درون ها تيره شد باشد که از غيب چراغی برکند خلوتنشينی
اگر چه رسم خوبان تندخوییست چه باشد گر بسازد با غمينی؟
ره ميخانه بنما تا بپرسم مآل خويش را از پيشبينی
نه حافظ را حضور درس خلوت نه دانشمند را علم اليقينی
More from رواق / Ravaq
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۵ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۴ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۳ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن