
Show Notes
▨ نام شعر: بهار ▨ شاعر: شمس لنگرودی ▨ با صدای: شمس لنگرودی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ برف رد قدمها را پاک میکند و گمشدگان نه به جایی میرسند نه به مبدأ خود بازمیگردند گمشدگی در برف شکلی است از چهرۀ زندگی روشنایی خوفناکی است دامی سفید گسترده که به تاریکی راه میبرد ▨ شمس لنگرودی Hosted on SHENOTO
More from شمس لنگرودی | با صدای خودش
▨ نام شعر: بفرمایید آقایان ▨ شاعر: شمس لنگرودی ▨ با صدای: شمس لنگرودی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ بفرمایید آقایان بعد از جنگ به جز انسان خوراکی دیگری نداریم پُرسِ ماهیچه قلبِ سرخدشده از نوعِ مسافرِ تازهرسیده
▨ نام شعر: شمارش ▨ شاعر: شمس لنگرودی ▨ با صدای: شمس لنگرودی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ دوستِ عزیز من سرتان شلوغ است زخمیها را شما بشمارید داروخانهها را من میشمارم سربازان را شما بشمارید شناسنامههای باطله را من میشمارم زنان فقیر را شما بشمارید بچههای رها شده را بگذارید من بشمارم رفاقت برای همین وقتهاست دوست من سرتان شلوغ است شما به جنگتان بروید من به زندگی امیدوارم ▨ شمس لنگرودی از دفتر شعر درون شدم از دری که نیست Hosted on SHENOTO
▨ نام شعر: شبیه دری نیمه باز ▨ شاعر: شمس لنگرودی ▨ با صدای: شمس لنگرودی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ شبیهِ دری نیمهبازیم باد به بازیِمان گرفته از بسته بودن خود شادمانیم.
▨ نام شعر: تبعیدی خویش ▨ شاعر: شمس لنگرودی ▨ با صدای: شمس لنگرودی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ دوستان من انگار حرفهایتان شنود میشود از شادی نگویید از آرامش نگویید سرنوشتتان را باد بر شنهای کویر مینویسد که سرگردانیتان پایانی ندارد آیا جهنم نامِ دیگر این جهان نیست؟ و زندان نامِ دیگرِ قلبِ من؟
▨ نام شعر: حکایت بارانی بی امان است ▨ شاعر: شمس لنگرودی ▨ با صدای: شمس لنگرودی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ حکایت بارانی بیامان است اینگونه که من دوستت میدارم.