
Show Notes
کتاب «توان عمل» نوشته سوزان مکالا، پاسخی به این ادعاست که فلسفه دلوز و گواتری در سیاست به کار نمیآید، یا تفکر دلوز درمورد عمل سیاسی حرفی برای گفتن ندارد. مکالا با ردیابی نقاط تلاقیِ تفکر دلوز، گواتری و هانا آرنت کوشیده است نشان دهد که از قضا فلسفه دلوز برای سیاست آینده ایدههای درخور تأملی دارد و ابدا نسبت به سیاست بیتفاوت نیست. از دیدِ عادل مشایخی، مترجم کتاب، این تلقی اشتباه ناشی از نادیدهگرفتن بُعد استعلایی اندیشه دلوز و گواتری است؛ همان مسئله شرایط تکوین فردیت یا فرایند فردیتیابی یا کشف بدنهای جمعی و سرهمبندیها، البته نه در جهتِ کنارهگیری از سیاست بلکه برای کشف فرایندی ملکولی که افراد و گروهها را بهمثابه موجودات مولار تکوین میبخشد. عادل مشایخی پیش از «توان عمل» نیز آثاری همچون «نیچه و فلسفه» ژیل دلوز، «مفهوم شکل زندگی نزد ویتگنشتاین» دیوید کیشیک، «لایبنیتس و امر سیاسی»، «تعالی اگو» ژان پل سارتر، «تجربهگرایی و سوبژکتیویته» ژیل دلوز، و اخیرا کتاب «مواجهه اسپینوزا - دلوز» را منتشر کرده است. او معتقد است «توان عمل» مسئله چگونگی امکانپذیرشدن عمل، فرایند فردیتیابی و مسئله سوژهشدن را مطرح میکند که در سایه همه اینها میتوان به امکان تغییر اندیشید. در واقع این کتاب که رساله دکتری سوزان مکالا است، میکوشد قابلیتهای سیاسی چارچوب مفهومی دلوز و گواتری را نشان دهد. مشایخی در گفتوگوی پیشرو درباره «توان عمل»، قرائتی از این کتاب ارائه میکند و میگوید دلوز از همان اولین اثرش، «تجربهگرایی و سوبژکتیویته» در سال ۱۹۵۳، درگیر سیاست بوده است و اساسا از دیدگاه دلوز فلسفه نمیتواند نسبت به سیاست بیتفاوت باشد، و فراتر از آن فلسفه ذاتا سیاسی است. یا حتی به تعبیر آگامبن میتوان گفت فلسفه در حقیقت نام مستعار سیاست است. بنابراین دلوز برخلاف کسانی که بعد از هایدگر از پایان فلسفه صحبت میکنند، همچنان فلسفه را زنده میبیند و به پایان فلسفه معتقد نیست. در عین حال که فلسفه نزد او سرشت سیاسی دارد و به شیوههای مختلف میتوان این سرشت سیاسی فلسفه و پیوند ناگسستنی فلسفه و سیاست را از طریق مفهوم سوبژکتیویته و اهمیت سوبژکتیویته در حفظ یا تغییر وضعیت موجود نشان داد. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
More from کتابخوانی
هابرماس علیه هابرماس اواخر سال گذشته همزمان با درگذشت یورگن هابرماس گفتوگویی با حسین مصباحیان درباره اندیشههای این متفکر آلمانی انجام دادیم. هابرماس از نسل دوم متفکران مکتب فرانکفورت است که بعدها تلاش کرد با نگاهی انتقادی به بنیانگذاران این مکتب، تئودورآدورنو و ماکس هورکهایمر از آنان فاصله بگیرد. مصباحیان باور دارد از دو منظر ایدهها و رویکردها میتوان اندیشههای یک متفکر را ارزیابی کرد. آنچه برای او بیشتر اهمیت دارد رویکردهای یک متفکر و اندیشههایی است که قابلیت تحقق اجتماعی دارند و قادرند جامعه را تحت تأثیر قرار داده و موجب تغییرات اساسی شوند. مصباحیان با این صورتبندی سراغ هابرماس میرود و با ذکر ایدههای درخشان این متفکر رویکرد او به مدرنیته، «مدرنیته ناتمام» را نقد میکند؛ خاصه بحث مهم «همهشمولی» که قرار بوده مانعی جدی بر سر راه «خاصگرایی» باشد. بحثهای حسین مصباحیان درباره متفکری که در دوره اصلاحات به ایران آمد و بسیاری از چهرههای سیاسی و فکری اصلاحطلب تحت تأثیرش بودهاند، نکات تازهای در بر دارد. اینکه از هابرماس چه چیزهای میتوانیم یاد بگیریم و چه چیزهای نباید یاد بگیرم، مروری بر تجربه تاریخی ماست. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
گفتوگوی احمد غلامی با ضیاء موحد شاعری در مرز شک و یقین
گفتوگوی احمد غلامی با علی میرسپاسی درباره کتاب «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم» علیه تفکر انحطاط و عقبماندگی
یک کتاب، یک نویسنده: گفتوگوی احمد غلامی با سعید مطلبی درباره کتاب «آقای سناریست» راوی حذفشدگان خاطراتی از محمدعلی فردین، بهروز وثوقی، ناصر ملکمطیعی و ایرج قادری
صاحبنظران در مراسم رونمایی کتاب روایت همایون انتشارات «شرق»، به بررسی دیدگاههای محمدعلی همایونکاتوزیان درباره مسئله توسعه در ایران پرداختند توسعه به روایت فیلسوف اقتصاد