
Show Notes
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۲ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن
يا مُبسِماً يُحاکي دُرجاً مِن اللّآلي يا رب چه درخور آمد گِردش خط هلالی
حالی خيال وصلت خوش میدهد فريبم تا خود چه نقش بازد اين صورت خيالی
می ده که گر چه گشتم نامهسياه عالم نوميد کی توان بود از لطف لايزالی
ساقی بيار جامی و از خلوتم برون کش تا در به در بگردم قلاش و لاابالی
از چار چيز مگذر گر عاقلی و زيرک امن و شراب بیغش، معشوق و جای خالی
چون نيست نقش دوران در هيچ حال ثابت حافظ مکن شکايت تا می خوريم حالی
صافیست جام خاطر در دور آصف عهد قُم فَاسقِني رَحيقاً اَصفيٰ مِن الزُّلالي
المُلکُ قَد تَباهي مِن جَدَّه و جِدِّه يا رب که جاودان باد اين قدر و اين معالی
مسندفروز دولت کان شکوه و شوکت برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی
More from رواق / Ravaq
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۵ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۴ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۳ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن