
Show Notes
اکنون ادامه دارد..قسمت بیستم و ششم از فصل اولمهمان: میلاد منشی پوربا حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتهنر شفاف اندیشیدن (رولف دوبلی، برگردان عادل فردوسیپور، بهزاد توکلی، علی شهروزی، نشر چشمه)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، خواننده و …)میلاد منشی پور (کارآفرین ایرانی و موسس و هم بنیانگذار اپلیکیشن و برند تپسی، زاده ۱۳۶۱ ه.خ)علینقی مشایخی (استاد مدیریت دانشگاه صنعتی شریف، دانشآموخته دانشگاه امآیتی و رئیس انجمن ایرانی پویاییشناسی سیستمها، زاده ۱۳۲۷ ه.خ)عادل فردوسی پور (گزارشگر فوتبال، تهیهکننده، مجری تلویزیونی، صداپیشه، مترجم و مدرس دانشگاه اهل ایران، زاده ۱۳۵۳ ه.خ)داریوش اقبالی (خواننده، آهنگساز و بازیگر ایرانی، زاده ۱۳۲۹ ه.خ)بدیعالزمان فروزانفر (ادیب، نویسنده، مترجم، سراینده و پژوهشگر ادبی ایرانی و مدرس دانشگاه، ۱۳۴۹ - ۱۲۷۶ ه.ش)اشعار و جملات و عباراتسال سقوط سال فرار سال گریز و انتظارفصل شکفتن فلز سال سیاه دوهزار سال سقوط عاطفه تا بینهایت زیر صفر نهایت معراج ذهن اندیشه تفسیر صفر تو ذهن ماشینهای سرد معنای عشق و احتیاج روی نوار حافظه یعنی یه درد بیعلاج سال به بنبست رسیدن پنجه به دیوار کشیدن از معنویت گم شدن تن به غریزه بخشیدن قبیله یعنی یه نفر همخونی معنا نداره همبستگی خوابیه که تعبیـر فردا نداره سال سقوط سال فرار سال گریز و انتظار پاییـــز تلخ و بیبهارسال سیاه دوهـزار سالی که خون تو رگها نیست قلب فلزی تو سینه است وقتی که تصویر زمان شکستگی آیــــنه است قبیله یعنی یه نفرهمخونی معنا نداره همبستگی خوابیه که تعبیـر فردا نداره تو اون روزهایی که میاد کسی به فکر کسی نیست هرکی به فکر خودشه به فکر فریادرسی نیست همه به هم بیاعتنــا حتی به مرگ همدیــگه کسی اگه کمک بخواد کی میدونه اون چی میگه توی کتابهای لغـت سفیده برگها همیشه نه دشمنی نه دوستی هیچی نوشته نمیشه این ناگزیره واسه ما سیر صعودی تا سقـوط همیشه قصه صـدا تمومه با حرف سکوت وقتی که آیینه عشق سیاه بشه زیر غبار وقت طلوع فاجعه است میرسه سال دوهـــزار————چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا چو گیرد او به کنارم چه خوش بود به خداچو شیر پنجه نهد بر شکسته آهوی خویش که ای عزیز شکارم چه خوش بود به خداچو جان زار بلادیده با خدا گوید که جز تو هیچ ندارم چه خوش بود به خدا جوابش آید از آن سو که من تو را پس از این به هیچ کس نگذارم چه خوش بود به خداخراب و مست شوم در کمال بیخویشی نه بدروم نه بکارم چه خوش بود به خدا————هر کبوتر میپرد در مذهبی وین کبوتر جانب بیجانبی ما نه مرغان هوا نه خانگی دانهٔ ما دانهٔ بیدانگی————تن ما به ماه ماند که ز عشق میگدازد دل ما چو چنگ زهره که گسسته تار بادابه گداز ماه منگر به گسستگی زهره تو حلاوت غمش بین که یکش هزار بادا————طاووس را بدیدم می کـند پر خویش گفتم مکــن که پر تو با زیب و با فر اســـت بگریست زار زار و مرا گفت که ای حکیم آگه نیی که دشمن جان من این پر است————دیده خون گشت و خون نمیخسبد دل من از جنون نمیخسبد————آن یکی نحوی به کشتی در نشست رو به کشتیبان نهاد آن خودپرست گفت هیچ از نحو خواندی گفت لا گفت نیم عمر تو شد در فنا دلشکسته گشت کشتیبان ز تاب لیک آن دم کرد خامش از جواب باد کشتی را به گردابی فکند گفت کشتیبان بدان نحوی بلند هیچ دانی آشنا کردن بگو گفت نی ای خوشجواب خوبرو گفت کل عمرت ای نحوی فناست زانک کشتی غرق این گردابهاست محو میباید نه نحو اینجا بدان گر تو محوی بیخطر در آب ران آب دریا مرده را بر سر نهد ور بود زنده ز دریا کی رهد چون بمردی تو ز اوصاف بشر بحرِ اسرارت نهد بر فرق سر ای که خلقان را تو خر میخواندهای این زمان چون خر برین یخ ماندهای گر تو علامه زمانی در جهان نک فنای این جهان بین وین زمان مرد نحوی را از آن در دوختیم تا شما را نحوِ محو آموختیم فقهِ فقه و نَحوِ نحو و صَرفِ صرف در کم آمد یابی ای یار شگرف آن سبوی آب، دانشهای ماست وان خلیفه دجلهٔ علم خداست ما سبوها پر به دجله میبریم گرنه خر دانیم خود را، ما خریم باری اعرابی بدان معذور بود کو ز دجله غافل و بس دور بود گر ز دجله با خبر بودی چو ما او نبردی آن سبو را جا بجا بلک از دجله چو واقف آمدی آن سبو را بر سر سنگی زدی
More from Aknoon | اکنون
اکنون ادامه دارد..قسمت شصت و یکممهمان: محمدحسین پاپلی یزدی با حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستفردوسی خوانیhttps://castbox.fm/vc/1451655دارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتشازده حمام (محمدحسین پاپلییزدی، انتشارات پاپلی)شاهنامه برای زندگی - دهدیو (فهیمه حسین زاوه، گوتنبرگ)پینه دوز و شاه عباس (محمد حسین پاپلی یزدی، انتشارات پاپلی)نگاهی به دیپلماسی آب ایران (محمد حسین پاپلی یزدی - فاطمه وثوقی)قنات قصبه گناباد (محمد حسین پاپلی یزدی)حمد ثنا و ذکر خداوند در شاهنامه (محمد حسین پاپلی یزدی)برادران کارامازوف (فیودور داستایفسکی، ۱۸۷۹ م) شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)محمد حسین پاپلی یزدی (جغرافیدان، محقق و نویسنده ایرانی، زاده ۱۳۲۷ ه.خ)ویکتور هوگو ( نویسنده و سیاستمدار فرانسوی پیرو رمانتیسم، از برجستهترین آثار او بینوایان، گوژپشت نوتردام، کارگران دریا، مردی که میخندد و آخرین روز یک محکوم است، ۱۸۸۵ - ۱۸۰۲ م)اشعار و جملات و عباراتزر نداری نتوان رفت به زور از دریارزورِ دَهمَرده چه باشد؟ زرِ یکمَرده بیار!(سعدی)
اکنون ادامه دارد..قسمت شصتممهمان: شرمین نادری با حضور: رشید کاکاوندمعرفی پادکستفردوسی خوانیhttps://castbox.fm/vc/1451655پادکست سعدیhttps://castbox.fm/vc/4898145خداحافظ آفریقاhttps://castbox.fm/vc/7308417رختکن بازنده هاhttps://castbox.fm/vc/7307060دارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتکتاب تیستو سبز انگشتی (موریس دورئون، ترجمه لیلی گلستان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانانی)کلاس پرنده (اریش کستنر، علی پاک بین، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)پولیانا روشنایی کوهستان (آناماریا ماتوته، محمد قاضی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)سختون ( ناصر ایرانی، انتشارات شهر قلم)میگل (جوزف کرامگولد، فریدون دولتشاهی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)هانی و شی مرید(انور بجارزهی، انتشارات تفتان)سه روز به آخر دریا - سفرنامه شاهزاده خانم قاجاری (نازیلا ناظمی، نشر اطراف)جریان های پنهان خانوادگی (افسانه نجم آبادی، ترجمه محمد سروی زرگر، نشر بیدگل)خاطرات و سفرنامه ظهیرالدوله (سیف الله وحیدنیا، نشر آبی)کتاب روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه قاجار (ناصرالدین شاه قاجار، انتشارات سخن)آبنشینها (کلثوم بزی، نشر نونوشت)ماه گرفته ها (شرمین نادری، نشر کتاب آمه)بعد از خواندن پاره نکردیم (شرمین نادری، نشر خوب)حباب شیشه ( سیلویا پلات، گلی امامی، نشر باغ نو)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)شرمین نادری (نویسنده، پژوهشگر فرهنگ عامه، تصویرگر و فعال فرهنگی ایرانی، زاده ۱۳۵۵ ه.خ)مه ستی گنجوی (با نام اصلی منیژه، شاعر ایرانی، در سدهٔ پنجم و ششم هجری قمری، مهستی پس از خیام، برجستهترین رباعیسرای ایران بهشمار میآید و او را پایهگذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی میدانند)اشعار و جملات و عباراتتنور سینه ی سوزان ما به یاد آریدکز آتش دل ما پخته گشت خام شما(هوشنگ ابتهاج - سایه)——————مهستی گنجوی: ۱من عهد تو سخت سست میدانستمبشکستن آن درست میدانستماین دشمنی ای دوست که با من ز جفاآخر کردی نخست میدانستم——————۲عشق است که شیر نر زبون آید از اوبحری است که طرفهها برون آید از اوگه دوستیی کند که روح افزایدگه دشمنیی که بوی خون آید از او——————۳از مهر خود و کین تو در تابم مندر چشم تو گوئی به میان آبم منیا من گنهی کردم و در خشمی تویا تو دگری داری و در خوابم من——————۴ای بت به سرِ مسیح اگر ترساییخواهم که به نزد ما تو بیترس آییگه چشم ترم به آستین خشک کنیگه بر لبِ خشک من لبِ تر سایی——————۵بر هر دو طرف مزن تو بر، یک سوزنوآن زلف شکسته را ز رخ یک سو زنگر آتش عشق تو وزد یک سوزنیک سو همه مرد سوزد و یک سو زن——————۶تا کی ز غم تو رخ به خون شوید دلوآزرم وصال تو به جان جوید دلرحم آر کز آسمان نمیبارد جانبخشای که از زمین نمیروید دل——————۷ای لعل تو تالانهٔ بستان بهاربادام تو هم ز آب رزان داده خماردر حسرت شفتالویت ای سیب زنخرنگم چو به است و اشک چون دانه انار—————۸از بس که کند زلف تو با روی تو نازبیم است که از رشک کنم کفر آغازمن بندهٔ بادی شوم ای شمع طرازکو زلف تو را ز روی بر دارد باز—————۹سودازدهٔ جمال تو باز آمدتشنه شدهٔ وصال تو باز آمدنو کن قفس و دانهٔ لطفی تو بپاشکان مرغ شکسته بال تو باز آمد—————۱۰قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کردبا من دل پر زرق و نفاق تو چه کردچون زلف دراز تو شبی میبایدتا با تو بگویم که فراق تو چه کرد—————۱۱شبها که به ناز با تو خفتم همه رفتدُرها که به نوک غمزه سفتم همه رفتآرام دل و مونس جانم بودی رفتیو هر آنچه با تو گفتم همه رفت————۱۲ما را به دم پیر نگه نتوان داشتدر حجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشتآن را که سر زلف چو زنجیر بوددر خانه به زنجیر نگه نتوان داشت—————۱۳غم با لطف تو شادمانی گرددعمر از نظر تو جاودانی گرددگر باد به دوزخ برد از کوی تو خاکآتش همه آب زندگانی گردد—————۱۴آن بت که رخش رشک گل و یاسمن استوز غمزهٔ شوخ فتنهٔ مرد و زن استدیدم به رهش ز لطف چون آب روانآن آب روان هنوز در چشم من استسایرروستاتیش (پلتفرم توسعه و عرضه محصولات روستایی)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و نهممهمان: اکبر سلطانی با حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستفردوسی خوانیhttps://castbox.fm/vc/1451655پادکست سعدیhttps://castbox.fm/vc/4898145خداحافظ آفریقاhttps://castbox.fm/vc/7308417رختکن بازنده هاhttps://castbox.fm/vc/7307060دارکساید https://castbox.fm/ch/6905602فلسفه علمhttps://castbox.fm/vc/2928286کتاب و سایر انتشاراتتفکر انتقادی: تدابیری برای آگاهانه زیستن و خوب آموختن (ریچارد پل - لیندا الدر، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات اختران)ذهن فریبکار شما: راهنمای علمی برای مهارتهای تفکر نقاد (استیون نوولا، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات اختران)مجموعه کتاب های والدین متفکر فرزندان متفکر، تفکر نقاد (ريچارد پاركر و بروك نوئل مور، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات شهرتاش)مغالطات: هنر فریب و اعمال نفوذ ذهنی (ریچارد پل و لیندا الدر، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات شهرتاش)آموزش تفکر نقاد برای کودکان (سوزانه بورمن و جوئل لوین، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)اکبر سلطانی (پزشک، متخصص غدد درونریز، استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی تهران و مترجم و نویسنده در حوزه تفکر نقاد است، زاده ۱۳۴۵ ه.خ)اشعار و جملات و عباراتصبوحی (شراب صبحگاهی)———————امشب به قصه ی دل من گوش می کنیفردا مرا چو قصه فراموش می کنیهوشنگ ابتهاج (سایه)———————چون سنگها صدای مرا گوش میکنی سنگی و ناشنیده فراموش میکنیای ماهی طلایی مرداب خون من خوش باد مستیَت که مرا نوش می کنیتو درهٔ بنفش غروبی که روز رابر سینه می فشاری و خاموش می کنی(فروغ فرخ زاد)———————اگر شراب خوری جُرعهای فشان بر خاکاز آن گناه که نَفعی رسد به غیر، چه باک؟(حافظ)———————فرشته عشق نداند که چیست، ای ساقیبِخواه جام و گلابی به خاکِ آدم ریز(حافظ)———————یاران به موافقت چو دیدار کنیدباید که زِ دوست یاد بسیار کنیدچون بادهٔ خوشگوار نوشید به همنوبت چو به ما رسد نگونسار کنید(خیام)——————ساقیا بر خاک ما چون جرعهها میریختیگر نمیجستی جنون ما چرا میریختیساقیا آن لطف کو کان روز همچون آفتابنور رقص انگیز را بر ذرهها میریختی(مولانا)سایرفاشیسم (نظریهای سیاسی از جناح راست افراطی و شکلی از حکومت خودکامه با ملیگرایی افراطی است که بهعنوان ایدئولوژی یک جنبش سیاسی و سازمانیافته، نخستین بار بین سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۵ در ایتالیا تحت رهبری بِنیتو موسولینی ظهور کرد. این نظام بر سه پایه استوار بود: حزب سیاسی واحد، ملیگرایی افراطی نژادپرستانه و دولتی بسیار مقتدر و متمرکز. بنیتو موسولینی فاشیسم در واژه بهمعنای کیفیت ساختار حکومتی است که در آن مستبدی با اختیارات نامحدود حکومت میکند.در این سیستم، هرگونه اعتراض یا انتقاد با سرکوب قهری مواجه میشود. تمامی بخشهای صنعتی، بازرگانی و دیگر حوزهها تحت کنترل و نظارت شدید حکومت قرار دارند. این شکل از حکومت بر ملیگرایی افراطی تأکید دارد و در بیشتر موارد با نژادپرستی همراه است.خواب قیلوله (خواب نیمروزی، خواب قِیلوله یا چُرت بعد از ظهر، خواب کوتاه نیمروزه است. از نظر پزشک برای تجدید قوا و سلامتی ذهن و روان مفید است و موجب تقویت حافظه میشود. مدت این خواب بین بیست دقیقه تا نیم ساعت دانسته شدهاست. این خواب برای مناطق گرم ضروریتر بنظر میرسد. در فرهنگ معین خواب قیلوله معادل خواب نیمروزی یا خواب پیش از ظهر عنوان شدهاست.)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و هشتممهمان: سعید حقیر با حضور: رشید کاکاوندمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602پادکست سعدی https://castbox.fm/vc/4898145کتاب و سایر انتشاراتسبکی تحمل ناپذیر یا بار هستی (میلان کوندرا، ۱۹۸۴ م)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)سعید حقیر (معمار، دکتری در رشته تاریخ و فلسفه هنر با گرایش معماری دوران مدرن از دانشگاه سوربن، دانشیار دانشکده معماری دانشکده تهران، زاده ۱۳۵۲ ه.خ)باب راس (نقاش، معلم هنر و مجری تلویزیون آمریکایی، ۱۹۹۵ - ۱۹۴۲ م)میلان کوندرا (نویسنده و شاعر اهل جمهوری چک، ۲۰۲۳ - ۱۹۲۹ م)آذر بیگدلی (شاعر و تذکرهنویس برجسته سده دوازدهم هجری، ۱۱۶۰ - ۱۱۰۱ ه.خ)اشعار و جملات و عباراتدردا که فراق، ناتوان ساخت مرا در بستر ناتوانی انداخت مرا از ضعف، چنان شدم که بر بالینم صد بار اجل آمد و نشناخت مرا(شوقی ساوه ایی)مرا عجز و تو را بیداد دادند بهر کس آنچه باید داد دادندگران کردند گوش گل، پس آنگه به بلبل رخصت فریاد دادندسراغ حجله ی شیرین گرفتمنشانم تربت فرهاد دادندزدند آتش بجان پروانه را شبسحر خاکسترش بر باد دادند(آذر بیگدلی)گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟! زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!!آه از آن ساعت، که بر سرکشته ی بیداد را خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد(آذر بیگدلی)نخستین باده کاندر جام کردندز چشم مست ساقی وام کردندبه گیتی هر کجا درد دلی بود به هم کردند و عشقش نام کردند(عراقی)کنی تا چند آزارم که زاریهای من بینی؟!به یاری کوش چون یاران، که یاریهای من بینی!سپردم دل، چو روز اولم دیدی، سرت گردمبیا تا روز آخر جانسپاریهای من بینیتو کز شوخی قرارت نیست بر مرکب، تماشا کنکه چون گرد از قفایت بیقراریهای من بینی!نخستت بیوفا گفتند و، نشنیدم ز کس، اکنونبیا کز طعن مردم، شرمساریهای من بینی(آذر بیگدلی)دانی که چه دیده ام شب هجرگر روز فراق دیده باشی!از جام رقیب، می ننوشیگر خون دلم چشیده باشیقاصد! نرسیده بر لبم جانای کاش باو رسیده باشی!ظلم است که، از قفس برانیشمرغی که پرش بریده باشی(آذر بیگدلی)گفتم به دلی نکرده یاری دل توآورده هزار دل به زاری دل توگفت: اینهمه را کرده دل من؟ گفتم:آری دل تو، دل تو، آری دل تو(آذر بیگدلی)گفتم: بیا، که آبی بر آتشم فشانیدردا که تا رسیدی، خاکم بباد دادی!ساقی کله شکسته، مطرب ترانه بستهما غافل و نشسته غم در کمین شادیای دل، ز بیم خویَش، گفتم: مرو بکویشدیدی ندیده رویش، از چشمش اوفتادیبودیم همزبانش، با ما نگفت حرفیرفتیم ز آستانش، از ما نکرد یادی!(آذر بیگدلی)خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!تو بشنوی و خندی و من گویم و گریم!گر در چمنم، سوی قفس بینم و نالمور در قفسم، حرف چمن گویم و گریم!هر کس بغریبان، نظر مهر کند؛ منبی مهری یاران وطن گویم و گریم(آذر بیگدلی)تن ز آتش غم، چو عود می بین و مپرسآهم به لب کبود می بین و مپرسکس را خبر از درون آتشکده نیستاز روزنه هاش دود می بین و مپرس(آذر بیگدلی)غیر را خون دل از دیده روان است که توخون ما ریزی و، ما را غرض آن است که تونشوی شهره بعاشق کشی اندر همه شهرآری آیین مروت نه چنان است که توبی سبب رسم و ره جور و جفا گیری پیشور زنی بیگنهم تیغ، همان است که توکشته باشی ز ستم صید حرم تا دانیلیک بر طبع من این ظلم گران است که توبهر دلجویی غیرم کشی، اما چو کشیچشمم آن روز بهر سو نگران است که تواز پی نعش من آیی، ولی آن دم میدانکه کسان را همه این ورد زبان است که توقاتل آذری از من دگر از حیله مپرسکز نکویان که تو را کشت؟ عیان است که تو!(آذر بیگدلی)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و هفتممهمان: عباس کاظمی با حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602فردوسی خوانیhttps://castbox.fm/vc/1451655کتاب و سایر انتشاراتامر روزمره در جامعه ی پسا انقلابی (عباس کاظمی)پرسه زنی و زندگی روزمره ی ایرانی (عباس کاظمی)دانشگاه از نردبان تا سایه بان (عباس کاظمی)سفر نظریه ها (عباس کاظمی)تغییر (دیمون سنتولا)درس هایی از جامعه شناسی پی یر بوردیو (پاتریس بون ویتز، جهانگیر جهان گیری، حسن پور سفیر)جامعه را ببینیم (یوران آرنه، حسن حسینی کلجاهی)تفریحات ایرانیان، مسکرات و مخدرات از صفویه تا قاجاریه (رودی مته، مانی صالحی علامه)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)عباس کاظمی (جامعه شناس ایرانی، زاده ۱۳۵۲ ه.خ)