
Show Notes
در این اپیزود، زندگی و سلوک معنوی شیخ ابواسحق کازرونی، عارف بزرگ و صاحب نفس موثر، روایت میشود؛ شخصیتی که با اخلاص، زهد، فراست و توجه به فقرا و مسافران، جایگاه ویژهای در عرفان اسلامی دارد. او از کودکی به تحصیل علم و قرآن علاقمند بود و پس از طی مراتب سلوک، مریدان بسیار یافت و در گسترش اسلام، خصوصاً در کازرون، تاثیر عمیقی گذاشت. تربت او در میان مردم به «تریاک اکبر» شهره است؛ زیرا معتقدند هر دعا و حاجتی در کنار مرقدش روا میشود. ابواسحق با رفتار مهربان، میانهروی در خوردن و پوشیدن، دوری از شهرتطلبی، و توصیه به قناعت و اخلاص، آموزههایی بهجا گذاشت که هنوز الهامبخش جویندگان راه حقیقت است. کرامات و رفتارهای انسانی، و دعاهای پرمعنا، بخش مهمی از این روایت شنیدنی را تشکیل میدهد. این پادکست داستانی با صدای گرم فاطمه ركنی و بهروز رضوی، شنونده را به دل سدههای پرنور معرفت اسلامی میبرد. این اپیزود حاصل تلاش گروهی حرفهای در تولید کتابهای گویای ادبی است: تدوین کتاب گویا: سید علی میرطالبی پور دبیر سرویس: سارا عشقینیا ترجمه / اقتباس شنیداری: معصومه خادم نیا تهیهکننده رادیویی: رضا خاکمردانی سردبیر رادیویی: محسن حکیم معانی صدابردار: اکبر حصاری 🔹 این اثر صوتی با حفظ حقوق معنوی، برگرفته از مجموعه تولیدات حرفهای «ایران صدا» تهیه شده است. تمام حقوق مادی و معنوی اثر متعلق به صاحبان اثر میباشد.
Hosted on SHENOTO
More from پادکست فارسی داستان های کهن
یکی از داستانهای جالب مثنوی مولانا درباره قدرت «تلقین» است. روزی چند شاگرد که از درس و مکتب خسته شده بودند، تصمیم گرفتند کاری کنند تا استادشان کلاس را تعطیل کند. با هم نقشهای کشیدند. وقتی استاد وارد شد، شاگرد اول با نگرانی گفت: «استاد، حالتان خوب است؟ رنگ صورتتان خیلی پریده.» استاد ابتدا توجهی نکرد. اما کمی بعد شاگرد دوم هم همان حرف را تکرار کرد: «استاد، انگار مریض شدهاید.» بعد شاگرد سوم و چهارم هم یکی پس از دیگری با نگرانی از حال بد و رنگ پریده استاد گفتند. کمکم استاد به شک افتاد. با خودش فکر کرد: «شاید واقعاً بیمارم و خودم خبر ندارم.» هرچه این حرف بیشتر تکرار شد، احساس بیماری در وجودش قویتر شد؛ تا جایی که واقعاً احساس ضعف و ناخوشی کرد. درس را تعطیل کرد و به خانه رفت. وقتی همسرش گفت که هیچ نشانهای از بیماری در او نمیبیند، استاد حرف او را قبول نکرد؛ چون ذهنش از قبل تحت تأثیر گفتههای شاگردان قرار گرفته بود. مولانا با این داستان نشان میدهد که ذهن انسان تا چه اندازه میتواند تحت تأثیر تکرار حرف دیگران قرار بگیرد. گاهی چیزی که در ابتدا واقعیت ندارد، اگر بارها به ما گفته شود و آن را باور کنیم، میتواند روی احساس، رفتار و حتی جسم ما اثر بگذارد. پیام داستان ساده اما عمیق است: هر چیزی که زیاد میشنویم، لزوماً حقیقت نیست؛ اما اگر مراقب نباشیم، ممکن است ذهن ما آن را به حقیقت تبدیل کند. Hosted on SHENOTO
داستانی عاشقانه از دوران عباسیون. عشق خریدنی و فروختنی و دست نیافتنی این اثر دومین ترجمه از کتاب مذکور است که بین سالهاى (۶۶۰-۶۵۱ق) انجام شده است. به دلیل آنکه در زمان وزرات «عزالدین بن طاهر زنگى فریومدى» مردم در حمایت و عنایت ایشان از شدت و بلا نجات یافتند و به آسایش و راحتى رسیدند، دستور داده شد تا مجموعهاى از نظم و نثر تدوین گردد. این کار به مترجم حواله داده شد که پس از ترجمه به وى اهدا شده است.
داستانهاى عبرتآموز تاریخى با موضوع فرج و گشایش، پس از شدت و سختىها، است. هدف نویسنده، ذکر تأثیر رفتار انسانی و اخلاقی قهرمانان داستانهایش در رهایی آنها از مشکلات است.
داستانهای ابوسعید ابولخیر در باب دوم کتاب اسرارالتوحید نقل حکایت از محمدابن میهنی نوه ابوسعید و نویسنده کتاب. نثر مرصل Hosted on SHENOTO