
Show Notes
این بخش از تذکرةالاولیاء اثر عطار نیشابوری به ذکر حال سهل بن عبدالله تستری، یکی از عارفان بزرگ و پیشگامان طریقت، اختصاص دارد. سهل تستری به عنوان «سلطان طریقت» شناخته میشود و با سلوک سختگیرانه و زهد افراطیاش شهرت یافته است. در این روایت، داستانهایی از زندگی پر ریاضت او – از کودکی و مراقبههایش، تا نحوه روزهداریهای طولانی و معاشرتهای کمنظیرش – با نگاهی آموزنده و عرفانی بیان شده است. عطار با دقت، ابعاد شخصیت سهل را نشان میدهد: چگونگی توجه او به خلوص نیت، اجتناب از دنیا و دلبستن به خدا، و تلاش برای خویشتنداری و رهایی از نفس. همچنین، به نقل کرامات و حالات عرفانی سهل پرداخته شده است؛ از معاشرت او با مشایخ بزرگ گرفته تا تاثیر سخنانش در اصلاح و بیداری مردمان. این حکایات نه تنها جلوهای از زندگی یک صوفی زاهد را تصویر میکنند، بلکه راه و رسم ریاضت، خویشتنداری، و ایثار در مسیر معنوی را نیز به تصویر میکشند.
این اپیزود نیز با همراهی تیمی متخصص در تولید کتابهای گویای ادبی آماده شده و بهویژه ویرایش صوتی آن توسط دکتر میرمحمدی انجام گرفته است: تدوین کتاب گویا: سید علی میرطالبیپور دبیر سرویس: سارا عشقینیا ترجمه / اقتباس شنیداری: معصومه خادمنیا تهیهکننده رادیویی: رضا خاکمردانی سردبیر رادیویی: محسن حکیم معانی صدابردار: اکبر حصاری
🔹 منبع: این اثر صوتی با حفظ حقوق معنوی، برگرفته از مجموعه تولیدات حرفهای "ایران صدا" تهیه شده است. تمام حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به صاحبان اثر میباشد. ویرایش صدا: دکتر میرمحمدی Hosted on SHENOTO
More from پادکست فارسی داستان های کهن
یکی از داستانهای جالب مثنوی مولانا درباره قدرت «تلقین» است. روزی چند شاگرد که از درس و مکتب خسته شده بودند، تصمیم گرفتند کاری کنند تا استادشان کلاس را تعطیل کند. با هم نقشهای کشیدند. وقتی استاد وارد شد، شاگرد اول با نگرانی گفت: «استاد، حالتان خوب است؟ رنگ صورتتان خیلی پریده.» استاد ابتدا توجهی نکرد. اما کمی بعد شاگرد دوم هم همان حرف را تکرار کرد: «استاد، انگار مریض شدهاید.» بعد شاگرد سوم و چهارم هم یکی پس از دیگری با نگرانی از حال بد و رنگ پریده استاد گفتند. کمکم استاد به شک افتاد. با خودش فکر کرد: «شاید واقعاً بیمارم و خودم خبر ندارم.» هرچه این حرف بیشتر تکرار شد، احساس بیماری در وجودش قویتر شد؛ تا جایی که واقعاً احساس ضعف و ناخوشی کرد. درس را تعطیل کرد و به خانه رفت. وقتی همسرش گفت که هیچ نشانهای از بیماری در او نمیبیند، استاد حرف او را قبول نکرد؛ چون ذهنش از قبل تحت تأثیر گفتههای شاگردان قرار گرفته بود. مولانا با این داستان نشان میدهد که ذهن انسان تا چه اندازه میتواند تحت تأثیر تکرار حرف دیگران قرار بگیرد. گاهی چیزی که در ابتدا واقعیت ندارد، اگر بارها به ما گفته شود و آن را باور کنیم، میتواند روی احساس، رفتار و حتی جسم ما اثر بگذارد. پیام داستان ساده اما عمیق است: هر چیزی که زیاد میشنویم، لزوماً حقیقت نیست؛ اما اگر مراقب نباشیم، ممکن است ذهن ما آن را به حقیقت تبدیل کند. Hosted on SHENOTO
داستانی عاشقانه از دوران عباسیون. عشق خریدنی و فروختنی و دست نیافتنی این اثر دومین ترجمه از کتاب مذکور است که بین سالهاى (۶۶۰-۶۵۱ق) انجام شده است. به دلیل آنکه در زمان وزرات «عزالدین بن طاهر زنگى فریومدى» مردم در حمایت و عنایت ایشان از شدت و بلا نجات یافتند و به آسایش و راحتى رسیدند، دستور داده شد تا مجموعهاى از نظم و نثر تدوین گردد. این کار به مترجم حواله داده شد که پس از ترجمه به وى اهدا شده است.
داستانهاى عبرتآموز تاریخى با موضوع فرج و گشایش، پس از شدت و سختىها، است. هدف نویسنده، ذکر تأثیر رفتار انسانی و اخلاقی قهرمانان داستانهایش در رهایی آنها از مشکلات است.
داستانهای ابوسعید ابولخیر در باب دوم کتاب اسرارالتوحید نقل حکایت از محمدابن میهنی نوه ابوسعید و نویسنده کتاب. نثر مرصل Hosted on SHENOTO