
Show Notes
۴۵. بخش دوم از پروندهی «جزء به کل»
از کلونی مورچهها تا یک شهر بزرگ پدیدههایی شگفتانگیز را میبینیم که انگار نمیتوان آنها را توضیح داد. چه چیزی بین آنها مشترک است؟
منابع این پرونده: Ant Encounters: Interaction Networks and Colony Behavior by Deborah M. Gordon Emergence: The Connected Lives of Ants, Brains, Cities and Software by Steven Johnson Emergence: From Chaos to Order by John Holland Determined: A Science of Life Without Free Will by Robert M. Sapolsky Darwin's Dangerous Idea: Evolution and The Meanings of Life by Daniel C. Dennett The Origins of Wealth: The Radical Remaking of Economics and What it Means for Business and Society by Eric Beinhocker The Big Ratchet: How Humanity Thrives in The Face of Natural Crisis by Ruth DeFries Guns, Germs and Steel: The Fates of Human Societies by Jared Diamond
اسپانسر این اپیزود: فرمند کانال یوتیوب هشیوار همهی لینکهای پرسه Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
More from Parseh Podcast (پادکست پرسه)
ما صرفاً ارابههایی در خدمت «ژنهای خودخواه» هستیم یا حیات داستانی بسیار پیچیدهتر دارد؟ در اپیزود شصتوپنجم پادکست پرسه، من (عباس سیدین) با رضا امیر (معلم زیستشناسی، مترجم و سازندهٔ پادکستهای مهرانگیز و گاوگیجه) به بهانهٔ انتشار ترجمهٔ جدید او از کتاب درخشان «چگونه زندهایم؟» (How Life Works) نوشتهٔ فیلیپ بال (Philip Ball) همصحبت شدهام. نسخهٔ ویدیویی این گفتگو را که با تصاویر و ویدیوهای علمیِ کمکی تدوین شده است، میتوانید در کانال یوتیوب پرسه تماشا کنید. اگر این محتواها برایتان مفید است، با سابسکرایب کردن و عضویت در بخش ممبرشیپ کانال یوتیوب پرسه از ادامهٔ این مسیر حمایت کنید.
حدود عدالت | بخش سوم در دو قسمت قبل، به دو دادگاه بزرگ بعد از جنگ جهانی دوم رفتیم؛ نورنبرگ و توکیو. دیدیم که حتی وقتی قاتل و قربانی کاملاً مشخصاند، عدالت آنقدرها که به نظر میرسد ساده نیست. اما اگر مسئله دیگر انتخاب میان عدالت و یک ارزش دیگر نباشد چه؟ اگر اصلاً امکان اجرای عدالت وجود نداشته باشد؟ اگر تعداد متهمان آنقدر زیاد باشد که محاکمهی تکتک آنها با همان استانداردی که از یک دادگاه عادلانه انتظار داریم، قرنها طول بکشد چه؟ در رواندا، بعد از نسلکشی، با چنین مسئلهای روبهرو شدند. یک طرف، دادگاهی بینالمللی بود؛ با قاضی، وکیل، شواهد و تشریفات حقوقی، اما بسیار کند، بسیار پرهزینه و دور از زندگی روزمرهی مردمی که قرار بود عدالت برای آنها اجرا شود. طرف دیگر، راهی بود که شاید اصلاً نتوان اسمش را یک دادگاه عادلانه گذاشت. پس سؤال این قسمت فقط این نیست که «عدالت چیست؟»
حدود عدالت | بخش دوم در قسمت قبل، در دادگاه نورنبرگ به سؤالی رسیدیم که جواب سادهای نداشت: اگر عدالت، صلح، امنیت و حقیقت همیشه با هم جمع نشوند، چطور باید انتخاب کنیم؟ این بار همان سؤال را در جایی دیگر و شاید در موقعیتی حتی دشوارتر دنبال میکنیم: دادگاههای جنایات جنگی توکیو. اینجا دیگر فقط با یک تصمیم سخت روبهرو نیستیم. اگر قاضیای بگوید: «هیچکس حق ندارد دیگری را به جرم جنایت مجازات کند، مگر اینکه خودش بیگناه باشد»، آیا نتیجهاش این است که هیچکس را نباید محاکمه کرد؟ اگر محاکمهی یک نفر بتواند صلح و ثبات یک کشور شکستخورده را به خطر بیندازد، آیا نادیده گرفتن عدالت میتواند یک تصمیم عادلانه باشد؟ اگر برای جلوگیری از جنگ بعدی، مجبور شویم جنایتکاران جنگ قبلی را آزاد بگذاریم، قیمت عدالت چقدر است؟ و اگر پای چیزی به میان بیاید که ممکن است میلیونها نفر را در جنگ آینده نجات دهد، اما تنها راه بهدستآوردنش این باشد که از جنایتکاران جنگی محافظت کنیم، چه؟ آیا هنوز میتوانیم بگوییم «این کار غلط است» و تمام؟ یا باید حساب کنیم که کدام خیر مهمتر است؟
حدود عدالت | بخش اول عدالت دقیقاً چیست؟ آیا عدالت یعنی مجازات کردن آدمهای بد؟ آیا ممکن است یک حکم کاملاً قانونی باشد، اما عادلانه نباشد؟ اگر اجرای عدالت، صلح را به خطر بیندازد، کدام را باید انتخاب کرد؟ اگر گفتن حقیقت، باعث شود اصلاً نتوانیم دادگاه را برگزار کنیم، هنوز باید حقیقت را بگوییم؟
● عنوان اپیزود: مرز باریک میان اندیشه و فاجعه (روایت شومئی اوکاوا و دادگاه توکیو) ● تاریخ اجرا: ۱۹ تیر ماه ۱۴۰۵ ● محل اجرا: اِیتپلت (مجموعهی آواپلت) روایت اپیزود و مرز میان اندیشه و فاجعه تصور کنید در دادگاهی بینالمللی نشستهاید؛ جایی که در میان انبوهی از نظامیان شقورق و سیاستمداران عالیرتبه با اتهامات سنگین جنایت جنگی، مردی با پیراهن چروک آبی روشن و دمپایی چوبی سنتی نشسته است. ناگهان این مرد خم میشود و با دست محکم میزند به سر کچل ژنرال هیدکی توجو، نخستوزیر وقت ژاپن! این تصویر عجیب و تکاندهنده در بهار ۱۹۴۶ در توکیوی ویرانشده، تنها آغاز ماجرایی خیرهکننده است درباره کسی که شاید هیچ گلولهای شلیک نکرد، اما بنای فکری یک فاجعه عظیم را بنا کرد. اجرای زنده پادکست پرسه در ۱۹ تیر ماه ۱۴۰۵ در اِیتپلت (مجموعهی آواپلت)، دعوتی است به تماشای یکی از تاریکترین و چالشبرانگیزترین پرسشهای تاریخ و فلسفه: آیا متفکری که ایدئولوژی یک جنگ یا فاجعه را میسازد، به اندازه آنکه ماشه را میکشد در پیشگاه عدالت مسئول است؟ مسیر شومئی اوکاوا از پسری مشتاق در دوران گذار ژاپن به مدرنیته (عصر میجی) آغاز میشود؛ کسی که با خواندن آثار مربوط به استعمار فاجعهبار بریتانیا در هند، فریاد رهاییبخش «آسیا برای آسیاییها» را سر داد. اما این نقد برحق علیه استعمار غرب، به مرور در چرخهای از رادیکالیسم، پناه دادن به انقلابیون تبعیدی و توجیه نظری حملات نظامی و کودتاها، به ایدئولوژی خطرناک سلطه ژاپن تبدیل شد. هنگامی که دادگاه نورنبرگ با محکوم کردن یولیوس استرایکر (ناشر نفرتپراکن) برای نخستین بار کلمات را به صورت حقوقی به عنوان سلاح شناخت. پرونده اوکاوا ابعاد پیچیدهتری به خود گرفت؛ بهویژه وقتی قاضی رادهابینود پال در رأی اقلیت تاریخی خود، استانداردهای دوگانه قدرتهای فاتح را به چالش کشید. اما معمای این پرونده زمانی به اوج میرسد که معاینات پزشکی عصبشناس دادستانی (سرگرد دانیل جیف)، ابتلای اوکاوا به سفلیس عصبی مرحله سه و تخریب قشر پیشانی مغز او را تأیید میکند. آیا تفکری که منجر به فاجعه شد محصول مغز سالم یک فیلسوف بود یا تخریب تدریجی نورونها توسط باکتری؟ اوکاوا پس از خروج از دادگاه و سالها بعد، عمر خود را صرف ترجمه دقیق قرآن و اتحاد ادیان کرد تا در ۲۴ دسامبر ۱۹۵۷ در میان سایه سنگین میراث فکریاش درگذرد. این اپیزود پرسه، روایتی کاوشگرانه از تقاطع تاریک جنون، اندیشه و مسئولیت انسانی است.